پایدار نیوز


هوشمندی استراتژیک

استراتژی و تصمیم گیری

بخشی از صحبتهای دکتر ایمانی را که لایو اینستاگرام ارائه گردید میخوانید.

در دو مبحث این موضوع را شروع میکنیم:

ورود به حوزه استراتژی

الف- چرا من وارد حوزه استراتژی شدم ؟
۱۲ سال پیش جرقه هوشمندی استراتژیک به ذهنم خورد !
ذیل بحث توسعه فردی در دوره تحول متولد شد.
بعد دیدم این مدل برای فرد، سازمان، و حتی کشور هم جواب میدهد.
در چند سازمان کوچک، متوسط ، و. بزرگ هم انجام دادم دیدم جواب می دهد!
پایه اصلی کار من اقتصاد بود چرا وارد حوزه استراتژی شده ام ؟ چون پایه و بنیاد مفهوم استراتژی از دید من مفهوم
استراتژی نیست، بلکه تحول است!
چون دیدم تحول بد جوری جواب میدهد از اقتصاد وارد بحث تحول شدم !
استراتژی Foundation تحول دارد و باید رنگ و بوی تحول بگیرد.

مفهوم تحول چیست؟

ب- تعریف تحول :
پیش نیاز و شرط لازم و نه کافی برای موفقیت در استراتژی و عملیات تحول است!
تحول یکی از مبرم ترین مسائل انسان است!
تحول به معنی دگرگونی، دگردیسی، به هم ریختگی، و از هیچ نقطه خاصی شروع نمی شود! و همه چیز را زیر و رو میکند!
تحول خود من وقتی شروع شد که از پیش داوریها، باورها، پیش فرض ها تخریب و بازسازی اساسی شدند!

نتیجه تحول

یک نگاه متفاوت به جهان را به شخص می دهد!
در تحول باید افق دید شخص وسیع شود به طوری که بتواند فرصتها را ببیند!

استراتژی
استراتژی

۳ فرزند تحول از دید من

١ -آزادی عمل مدیران بنگاهها (با شناسایی پیش فرضها) آزادی در تحول، آزادی از پیش فرضها
٢ -فضای بسیار زیاد در امکانات موجود (نگاه آنتالوژیک)
– قلمرو امکان من در زندگی به شدت بالا می رود!
– امکان ندارد بگویم وضعم خراب است، و نمی شود کار کرد !
٣ -قدرت نه به معنی متعرف بلکه به معنی نسبت قرارها ، قصدها، و نیت ها که با خودم و دیگران عملی شده
نسبت به کل قرارها و نیت ها که با خودم و دیگران بسته ام هر چه به ١ نزدیکتر قدرت بالاتر
– یعنی هر حرفی با قدرت پیاده می شود !
– قدرت مکانیرم پویائی بالائی را در شرکت می آورد !

نا امیدی در شرکت و سازمان

اگر در شرکتها موارد زیر باشد ناامیدی و یأس ایجاد میشود :
١ -آزادی عمل بسیار پایین
٢ -عدم توانایی رقصیدن با محیط اقتصادی
٣ -نبودن قدرت
مثال: من خودم در کرونا منتظر فرصت بودم و می خواستم فرصت کشف کنم و لذا در این شرایط ماورا تأسیس شد.

استراتژی چیست
استراتژی چیست

مفهوم هوشمندی

هوشمندی به طور خلاصه
١ -سیخکی فکر نکردن
٢ -نگاه به محیط
٣ -دائم به دنبال فرصت در محیط بودن

تعریف برنامه ریزی

ج- تعریف از برنامه ریزی (Planning)
از نظر من باید حداقل اینها را داشته باشد :
١ -هدف کمّی و قابل اندازه گیری (Quantify شده)
٢ -زمان داشته باشد
٣ -عده ای استراتژی و برنامه را می نویسند (مدیران ارشد) و عده دیگری اجرا می کنند!

Scheduling Vs. Planning
در برنامه ریزی باید پیش بینی ات عوض نشود!
هدف مبتنی بر پیش بینی است (نیازها، ناکامی ها، بلندپروازیها که باعث می شود هدف Subjective شود!)
در Planning طراحی دیجیتالی و تفکری داریم!

به نظر من Plan Rolling هم باز با پارادایم سابق انجام میشود!

در برنامه ریزی قصد و Direction مشخص داریم که توسط مدیران ارشد گفته می شود!
یکی از مشکلات اساسی Planning قصد داشتن است !!
چرا اشکال دارد ؟
وقتی با قصد وارد می شویم فقط یک ویژگی را می بینیم و سایر موارد را نمی بینیم !

مدیریت استراتژی
مدیریت استراتژی

مثلا جوانی که در Impression First از دختری خوشش آمده .Vs کسی که بی موقع و محکم در خانه را میزند و ما می خواهیم در را باز کنیم !
چون با قصد می رویم همه داخل تونل می روند و همه در Direction هستند و بیرون تونل را نمی بینند!
در Planning چیزی که مغفول می شود فرصتهاست!
از بین رفتن فرصتها و چسبیدن به پیش بینی ها!
من تمام برنامه ها در ایران از سال ١٣١٧ را تقریباً مطالعه کرده ام ! هیچ برنامه ای اصلا انجام نشده است !

منبع: لایو اینستاگرام دکتر ایمانی

این مطلب را به اشتراک بگذارید:

پایدار نیوز

ارائه دهنده خدمات طراحی سایت، طراحی فروشگاه اینترنتی، بهینه سازی سایت و سئو، سامانه های تحت وب، توسعه و تولید نرم افزار، پورتال و اتوماسیون و نرم افزارهای مالی و حسابداری

اضافه کردن نظر